فرهنگ مدیریت ریسک (Risk management culture)
فرهنگ مدیریت ریسک
همهی ما این موضوع را میدانیم که فرهنگ بسیار مهم است. اما چرا؟ فرهنگ ریسک چطور؟ آیا فرهنگ ریسک هم مهم است! اگر پروژه یا سازمان شما بیش از حد ریسک میکند (یا خیلی کم)، چه کاری باید انجام بدهید! فرهنگ ریسک و ارتباط آن با فرهنگ سازمانی و طریقه ایجاد آن در سازمان یک امر ضروری برای داشتن یک مدیریت ریسک اثر بخش است. در این مقاله ابتدا از اصول اولیه فرهنگ شروع میکنیم و ویژگی های اصلی آن را توضیح خواهیم داد اینکه فرهنگ چه هست و چه نیست! و در ادامه به مبحث فرهنگ ریسک و تعریف آن خواهیم پرداخت.
تعریف فرهنگ
برای اینکه بدانیم فرهنگ ریسک چیست اول باید با اصطلاح فرهنگ آشنا شویم. اصطلاح فرهنگ (به انگلیسی: Culture) معانی بسیار گستردهای دارد. در اصطلاح عام دو حوزه کاربرد اصلی دارد. حوزه اول مربوط به بیان تمدن است. به طور مثال هنر، موسیقی، فیلم، شعر و … حوزه دوم کاربرد آن، مربوط به رشد در جهان طبیعت است. فرهنگ در ریشه لاتین به معنای “کاشت در خاک” است مانند Agriculture به معنی کشاورزی و Horticulture به معنای باغبانی که از کلمه Culture در آنها استفاده شده است.
اما وقتی چگونگی ارتباط انسانها در سیستمهای اجتماعی مورد بحث قرار میگیرد تعاریف فرهنگ فنی دقیق و خاصتر میشوند:
- “الگویی از اعتقادات، ارزشها و روشهای آموخته شده از تجربیات گذشته که در طول تاریخ یک سازمان ایجاد شده و تمایل دارد در آرایشهای مادی و رفتارهای اعضای آن آشکار شود.”
- “فرهنگ، ارزشها، اعتقادات، دانش و ادراک است، که توسط یک گروه از مردم با هدف مشترک به اشتراک گذاشته میشود”
دو عنصر مهم فرهنگ که از دو تعریف بالا بدست میآید عبارتند از:
- فرهنگ در سطوح مختلفی از سازمان وجود دارد، براساس گروههای مختلف مانند تیم پروژه، هیئت مدیره، تیم مدیریتی، بخش یا کل سازمان
- همه جنبههای فرهنگ درونی، نامرئی، ضمنی و پنهان است. در نتیجه ، سنجش فرهنگ ، نظارت بر توسعه آن ، تغییر و اصلاح پیش دستانه و مدیریت رو به جلوی آن بسیار دشوار است.
نکته مهم اینجاست که در یک سازمان میتواند بیش از یک فرهنگ وجود داشته باشد. سازمان از تعدادی گروه تشکیل شده که امکان دارد هر کدام هدف و هویت خاص خود را داشته باشند. در نتیجه این احتمال وجود دارد هر گروهی درون سازمان به دنبال توسعه فرهنگ متمایز خود باشد و حتی این احتمال وجود دارد که فرهنگ گروههای داخل سازمان با فرهنگ کلی سازمان تفاوت قابل توجهی داشته باشد. این نکته اهمیت این موضوع را نشان میدهد که فرهنگ مناسب فقط مربوط به رهبری ارشد یک سازمان نیست بلکه باید همه سطوح سازمان مخاطب آن باشند تا منجر به یک فرهنگ منسجم در کل سازمان شود.
مدل A-B-C برای فرهنگ
یک مدل ساده که برای نشان دادن فرهنگ سازمان و نحوه مدیریت آن وجود دارد مدل A-B-C است. با سه اصل تعریف شده در زیر میتوان این مدل را توضیح داد:
- نگرش (Attitude) “موضع انتخاب شده توسط یک فرد یا گروه در رابطه با یک موقعیت خاص ، تحت تأثیر ادراک”
- رفتار (Behaviour) شامل اَعمال خارجی قابل مشاهده است، از جمله تصمیمات، فرایندها، ارتباطات و غیره
- فرهنگ (Culture) “ارزشها، اعتقادات، دانش و ادراک است، که توسط یک گروه از مردم با یک هدف مشترک به اشتراک گذاشته میشود”
در رابطه با این مدل باید نکات زیر را در نظر داشت:
- فرهنگ یک گروه، از رفتار مکرر اعضای آن گروه حاصل میشود
- رفتار این گروه و اعضای آن، با توجه به نگرشهای اساسی آنها شکل میگیرد
- رفتار و نگرش، تحت تأثیر فرهنگ غالب اعضای گروه قرار دارند

مدل A-B-C در توضیح فرهنگ و مدیریت آن
نکته مهم دیگر این است که تنها عنصر قابل مشاهده در این مدل رفتار است، زیرا نگرش و فرهنگ هر دو درونی، نامرئی، ضمنی و پنهان هستند. در نتیجه ما فقط میتوانیم ماهیت فرهنگ را با مشاهده رفتارهای بیرونی که ایجاد میکند ارزیابی کنیم. در ادامه و بعد از تعریف فرهنگ ریسک متوجه خواهید شد که شباهتهایی بین این دو وجود دارد.
فرهنگ ریسک چیست ؟
خب! میدانیم که مفهوم فرهنگ سازمانی که در دهه 1960 و 1970 بیان شد، حالا مفهومی شایع و رایج در سازمانها است. اگرچه مدلها و مفاهیم فرهنگ سازمانی، متعدد و متنوع هستند و میتوانند کاملاً انتزاعی و پیچیده باشند، ولی اغلب مدیران با این مفهوم در برخی از سطوح آشنایی دارند. فرهنگ ریسک هر سازمان مرتبط و وابسته با فرهنگ کلی آن سازمان است.
برای تعریف فرهنگ ریسک باید بدانیم که ماهیت رابطه بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ ریسک موضوع مورد بحث عصر حاضر است. برخی فرهنگ ریسک را بهعنوان زیرمجموعهای از فرهنگسازمانی میبینند؛ برای برخی دیگر، همپوشانی دارد، (بلکه حتی فراتر از مرزهای سنتی فرهنگسازمانی است) و برای بقیه، فرهنگ ریسک صرفاً همان فرهنگ سازمانی است که تنها از دریچهی ریسک به آن نگاه میشود.
فرهنگ ریسک در یک سازمان عامل مهمی در مدیریت ریسک محسوب میشود. ایجاد مناسب آن به معنای تحقق سه نکته زیر است:
- شناخت تمایل مدیران به ریسک: این موضوع بسیار حائز اهمیت است چون نشان میدهد سازمان تا چه اندازه آمادهی ریسک پذیری است.
- رفتار درست: اگر نتایج ریسک از نظرها پنهان بماند یا اگر هنگام بروز ریسک از آن چشم پوشی شود انگیزهی چندانی برای پرداختن به ریسک باقی نمیماند و عملا کاری برای مدیریت آنها هم نمی توانن کاری انجام داد. منظور از رفتار درست یعنی بحث آزاد داشتن و تمایل به انجام اقدامات لازم برای مدیریت ریسک
- حصول اطمینان از اینکه کل سازمان مفهوم مدیریت ریسک را درک کرده است
مدیریت فرهنگ ریسک
با بینشهای مناسب، پشتیبانی و منابع لازم، مدیریت فرهنگ سازمانی امکانپذیر است. با این حال، تغییر فرهنگ یک شبه انجام نمیشود و و یک چالش جدی است. در حقیقت، بسیاری از سازمانها که برای تغییر فرهنگ اقدام میکنند به جایی نمیرسند.

“باید بدانیم که فرهنگ سازمانی از دو نیمه تشکیل شده؛ نیمهی آشکار و نیمهی پنهان. به نیمهی پنهان فرهنگ سازمانی توجه کنید، به نگرانیهای افراد سازمان گوش دهید و علایق و نگرانیهای شخصی آنها را درک کرده و به آنها پاسخ دهید”
بسیاری از نظریهپردازان و متخصصین راهکارهایی در مورد مدیریت و تغییر فرهنگ سازمانی ارائه دادهاند که به همان اندازه برای فرهنگ ریسک قابل استفاده است:
- تغییر فرهنگ یک فرآیند طولانی است و نباید برای کوتاه مدت انتظار تغییرات گسترده داشت
- باید یک چشمانداز و استراتژی روشن و قانعکننده وجود داشته باشد که افراد سازمان بتوانند آن را درک کنند
- فرهنگ موردنظر باید به طور مداوم مورد تأکید قرار گیرد و از بالاترین سطح در سازمان برنامهریزی شود و به اصطلاح از بالا به پایین باشد
- باید بدانیم که فرهنگ سازمانی از دو نیمه تشکیل شده؛ نیمهی آشکار و نیمهی پنهان. به نیمهی پنهان فرهنگ سازمانی توجه کنید، به نگرانیهای افراد سازمان گوش دهید و علایق و نگرانیهای شخصی آنها را درک کرده و به آنها پاسخ دهید
- برخی از جنبههای فرهنگ (مانند سیستمها، رویهها و فرایندها) به مدیران فرصت میدهند تا مستقیماً آنها را لمس کنند، درحالیکه برخی دیگر (مانند نگرش و اعتقادات افراد سازمان) تنها میتوانند بهطور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار بگیرند.
- سیستمهای موجود، فرایندها، سیاستها و امثال آنها تمایل به حمایت از وضعیت موجود دارند، بنابراین در مقابل تغییر مقاومت میکنند پس باید بررسی و اصلاح شوند تا منعکسکننده تغییرات فرهنگی مورد نیاز باشد.
چرا فرهنگ ریسک قوی مهم است؟
یک فرهنگ ریسک قوی اهمیت دارد، زیرا در نهایت، افراد هستند که مدیریت ریسک موثر را ممکن میسازند. فرهنگ آگاه از ریسک، درک مشترک ریسک را ارتقا میدهد و از استراتژی، مدل کسب و کار، شیوههای عملیاتی و مزیت رقابتی سازمان حمایت میکند. وقتی شرکتها فرهنگ ریسک را تقویت نمیکنند و در عین حال برای مدیریت ریسک تلاش میکنند، در برابر پیامدهای بالقوه و فلج کننده ریسک آسیب پذیر هستند. آنها ممکن است تصمیمات ضعیفی بگیرند که سازمان را از دستیابی به اهداف عملیاتی و استراتژیک خود باز دارد و در بدترین حالت این تصمیمات به وضعیت مالی و شهرت شرکت آسیب می زند.
فرهنگ ریسک قوی به سازمان ها اجازه میدهد تا فرآیندها، مکانیسم ها و سیاستهای مدیریت ریسک مناسبی طراحی کنند و سازمانها را به زبانی برای بیان سطوح قابل قبول ریسک مجهز میکند. سپس پاسخگویی برای مدیریت ریسک و تصمیمگیری بهبود مییابد و این در نهایت موفقیت برنامه مدیریت ریسک سازمانی (ERM) به همراه دارد.
بکاربردن مدل A-B-C برای فرهنگ ریسک
به سادگی با جایگزینی کردن تفسیرهای مرتبط با ریسک به جای تعاریف عمومی در مدل A-B-C نتیجهای که در پی آن هستیم بدست میآید:
- نگرش ریسک (Risk attitude) “موضع انتخاب شده توسط یک فرد یا گروه نسبت به ریسک است، تحت تأثیر ادراک ریسک”
- رفتار ریسک (Risk behaviour) شامل اقدامات خارجی قابل مشاهده و مرتبط با ریسک است، از جمله تصمیمگیری مبتنی بر ریسک ، فرایندهای ریسک، ارتباطات ریسک و غیره
- فرهنگ ریسک (Risk culture) “ارزشها، باورها، دانش و ادراک در مورد ریسک است که توسط گروهی از مردم با یک هدف مشترک به اشتراک گذاشته می شود”

بکاربردن مدل A-B-C برای تعریف فرهنگ مدیریت ریسک
دو برداشت اشتباهی که در مورد این سه عنصر متمایز رایج است:
- اولاً نگرش به ریسک همان فرهنگ ریسک نیست، بنابراین صحیح نیست که بگوییم یک سازمان دارای “فرهنگ ریسک پذیری” است ، چون اصطلاحاتی مانند ریسک پذیری و طالب ریسک بودن، در واقع نگرشهای مختلف را توصیف میکنند
- ثانیا، رفتار در برابر ریسک همان فرهنگ ریسک نیست، بنابراین صحبت در مورد فرهنگ ریسک به عنوان “روشی که ما در رابطه با ریسک انجام میدهیم” کاملا نادرست است
فرهنگ مدیریت ریسک سازمانی نیز مانند فرهنگ سازمانی دارای یک سری صفات داخلی است (ارزش ها، اعتقادات، دانش و ادراکات) و به سختی قابل مشاهده و اندازه گیری است. مانند فرهنگ سازمانی، فرهنگ ریسک نیز میتواند سطوح مختلفی در سازمان داشته باشد (گروهی از افراد با هدف مشترک) که باید منسجم و همسو حرکت کنند.
راههای غلبه بر مقاومت ها در مقابل تغییر فرهنگ ریسک چیست ؟
برای غلبه بر مقاومت فرهنگی در مقابل تغییر، رویکرد «یکبعدی» به ندرت کارساز است. به طوری که اغلب لازم است تغییر از طریق طیف گستردهای از اهرمهایی که در اختیار مدیریت قرار میگیرد، منعکس شود. اینها اغلب شامل تغییرات در موارد زیر می شود:
- آموزش و ارتباطات
- اطلاعات مدیریتی
- رهبری
- حاکمیت
- سیستمها، سیاستها و فرایندها
- پاداش و مدیریت عملکرد
از طریق این ساز و کارها، رهبران و مدیران میتوانند تغییرات پایدار و مداوم در قسمتهای پنهان از فرهنگ، مانند باورها، نگرشها و روابط ایجاد کنند. برای مثال، آموزش رسمی (غیررسمی) به روشنی در سطح درک افراد و نگرشهای افراد نسبت به مدیریت ریسک تأثیر میگذارد. بهطور مشابه، در دسترس بودن، دقیق و متناسب بودن اطلاعات، تأثیر واقعی بر قضاوت و تصمیمگیری دارد.
منابع:
- Corporate Risk Management, Tony Merna
- www.pmi.org
- مدیریت ریسک با روش AFD
- reciprocity.com